۱۳ خرداد ۱۳۹۱ ه‍.ش.

چرا نقوی هستم؟


بسمک النقیهم

کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان در یک سال و اندی پیش تشکیل شد و از بدو فعالیت با تهمت ها و توهین های افراد مذهبی و افراد وابسته به حکومت روبرو بود و هست. جاسوس اسرائیل، وهابی، بهایی و عامل تفرقه برانگیز انگلیس برچسب هایی بودند که هر روز شنیدیم و به آن خندیدیم. آرمان نقوی مبارزه با خرافات و دین است و این مطلب به دوست و دشمن ثابت شده است اما انگیزه و انرژی این حرکت از کجا می آید، مساله ای است که ذهن مذهبی ها را سخت به خود مشغول کرده است.

برای مخالفان ما باور به این مساله دشوار است که اکثر قریب به اتفاق ما شیعه زاده هستیم. باور این مساله سخت است که ما با تمام ادیان و خرافات مشکل داریم و دلیل تمرکز 90 درصدی ما بر شیعه اثنی عشری، تسلط سیاسی این ایدئولوژی بر میهن است. برای مخالفان ما باور این مساله ثقیل است که این همه انرژی که نقویان روزانه و برای این مدت طولانی گذاشته اند، بدون پاداش مادی باشد. از طرفی صفحه ای را می بینند که رویکرد طنز دارد که مسلما از نظر آنان نمی تواند مساله جدی باشد و با صفحه پ ن پ فرقی بکند؛ از طرف دیگر نقویانی را می بینند که 24 ساعت شبانه روز آنجا حضور دارند و آماده بحث و مناظره علمی، تاریخی، مذهبی هستند.

شاید هیچ صفحه ای در شبکه های اجتماعی پیدا نکنید که در این حد توسط مخاطبان آن کنترل و به روز رسانی شود. بارها شاهد شگفتی دشمنان و همینطور خنده دوستان گذری از این مساله حضور همیشگی تعداد زیادی نقوی در صفحه بودیم و هستیم. اما سوالی که برای همه آنها مشترک است، این است که واقعا با چه انگیزه ای تعدادی انسان که معلوم است، از سواد مناسبی برخوردارند و در گروه های مختلف سنی قرار دارند از وقت آزاد خود به این مقدار کوتاه کرده و به مساله ای یاری می رسانند که هیچ اجر دنیوی مستقیمی برای آنان در پی ندارد و مسلما آنها می دانند که بیشتر اعضای این صفحه به اجر اخروی هم معتقد نیستند!

بیشترین نقوی شیعه زاده ای است که به دنبال محبتی می گردد که در جامعه نسبت به او به عنوان یک کافر بروز نمی کند. کافر در جامعه اسلامی که برایمان در ایران ساختید و ساختند، موجودی نجس است که در بهترین و روشنفکر ترین حالت تنها حق زندگی دارد. کافر موجودی است بی اخلاق که با محارم خود زنا می کند و در مسائل مادی و معنوی قابل اعتماد نیست. کافر حق ازدواج با پسر یا دختر مورد علاقه اش را ندارد، زیرا با ضرس قاطع روزی به او خیانت خواهد کرد. زیرا آدم با خدایی نیست، پس شیطان است.

نقوی در این جمع خوشحال است. دیگر لازم نیست کفر خود را بپوشاند تا زنده بماند. دیگر لازم نیست انشالله بگوید و انشالله بشنود. دیگر لازم نیست برای خریدن محبت دهان خود را بر اعتقاداتش ببندد. دوستانی دارد هم درد که با او در ایران اسلامی بزرگ شدند، با او زجر کشیدند. به عبارت ساده تر هم سلولی بودند. نقوی در این جمع خوشحال است که می بیند تنها نیست. نقوی محبت می کند و محبت می بیند. نقوی زخم های دوستش را در آغوش می کشد، بدون اینکه توجه کند که او چه جنسیتی دارد یا چه گرایش جنسی دارد یا اهل کدام شهر است.

بیشترین نقوی شیعه زاده ای است که در صورت باز کردن دهانش احترامی در جامعه بسته شما ندارد. نقوی استاد دانشگاه است، ساندویچی دارد، دانشجوست، راننده تاکسی است، دکتر و مهندس است، بیکار است، شخصیت شناخته شده اجتماعی یا فرهنگی ست. در هر صورت هر مقام و منصبی که دارد یا ندارد، عقایدش مورد احترام نیست. کافیست که دهان خود را باز کند و کوچکترین انتقادی از اسلام بکند تا از دانشگاه اخراج شود، تا پروانه کارش از او گرفته شود تا در بهترین حالت با لگد به گوشه جامعه پرتاب شود، تا زمانی که غلط کردم بگوید، شاید دست از سرش بردارند. اگر در این فرآیند جانش را از دست ندهد! باید در تمام فرم های استخدام خود را شیعه زاده معرفی کند و صبح ها به تلاوت قران و زیارت عاشورا بپردازد.

نقوی در این جمع محترم هست. تا زمانی که توهین مستقیم به شخص حقیقی یا قومیتی یا جنسیتی نکرده است، می تواند در هر زمینه ای نظر بدهد. نظرش خوانده می شود و به نقد گذاشته می شود. نقوی در این جمع آزاد است و از این آزادی و احترام لذت می برد. از این هراس ندارد که به دلیل عقایدش به گوشه رانده می شود یا به دلیل عقایدش به زندان برود یا حتی جانش را از دست بدهد. نقوی احساس می کند که آن جایگاه اجتماعی که در ایران و جامعه ایرانی با قیمت بستن دهانش به دست آمده است؛ دست آورد واقعی او نیست. خود واقعی او نیست. خود واقعی نقوی در نقویت معنا پیدا می کند. جایی که اندیشه اش بدون ترس و واهمه بازگو می شود.

جمع کوچکی از جامعه نقوی را محدثین تشکیل می دهند. محدث می تواند نویسنده گمنامی باشد که هیچ گاه نام او را نشنیدید یا نویسنده و شاعر صاحب نامی. محدث می تواند جوانی باشد که تازه دست به قلم گرفته است یا پیر وبلاگ نویسی. محدث می تواند آن نویسنده جوانی باشد که به حجم غرش طوفان نوشته و همچنان می نویسد؛ اما از ترس جان و مالش قادر به انتشار آن نیست. محدث می تواند آن نویسنده ای باشد که کاغذ های نوشته هایش را مانند مواد مخدر در گوشه های چمدانش پنهان می کند تا سرش را به خاطر نوشته هایش بر باد ندهد. محدث شاعری ست که از کلیله و دمنه گفتن خسته شده است و می خواهد بغض تاریخی ما را فریاد بکشد تا چشمهایتان را بشوید.

محدث نقوی، محفلی دارد تا استعداد خود را محک بزند.محدث نقوی، جمعی نویسنده دیگر می بیند که همراه با او به جنگ خرافه آمده اند و به او کمک می کنند تا استدلال ضد مذهبی، هنر نویسندگی و عقاید او را تقویت و به روز کنند. دیگر نوشته هایش را در پستوی خانه نهان نکرده است. اجازه دارد که بنویسد و استعداد خود را بروز دهد. اجازه دارد که نویسنده باشد.

شاید به نظر خیلی از مخالفین ما این مساله به نظر برسد که نقویان پشت ماسکی مجازی پنهان شده اند و با نام های غیر واقعی فعالیت می کنند. آنها این مساله را نمی دانند که در واقع نقوی در این صفحه خودش است و در جامعه است که ماسک به صورت دارد. وقتی با شما دست می دهد و وقتی کرایه تاکسی را حساب می کند. هنگامی که جای خود را در مترو تعارف می کند و هنگامی که به شما خسته نباشید می گوید؛ آنجا نقوی ایستاده است که شما صورت او را می بینید اما اعتقاداتش زیر ماسکی سنگین و تعلیم دیده پنهان است.

و من النقی نوقیقکم
صحابه سوال کننده و دونیم شونده

سیزدهم جماعی الاول سال دوم نقوی

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ه‍.ش.

هدیه کمپین امام نقی به مناسبت سال نو نقوی

ویدیو کلیپ «یا نق» شاهکار هنری نقوی، تقدیم به ملت نق پرور کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان
یک سال پیش در ۲۲ اردیبهشت ماه، صفحه فیسبوک کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان با رمز یا نق کار خود را آغاز کرد. سالی که گذشت سالی پر از موفقیت و شکوفایی برای جنبش بنفش نقوی بود. به عنوان عضو کوچکی از جامعه نقوی، سال ۲ نقوی را به تمام صحابه و پیروان آن امام همام شادباش می گویم. :) از همه شما که ما را با پدیده نقی آشنا کردید سپاسگزارم. در این سال جدید از صمیم قلب برایتان آرزوی موفقیت، سلامت و شادکامی دارم. یا نق!


متن آهنگ:



سگ هرز ولایت چخ

نقی اومد نقی اومد

تو هفت هزار تومن اوجت

نقی ماست بی قیمت

جفا از تو ، وفا از تو
سماع از تو ، جماع از تو
بگو یا نق! تویی بر حق
ظهور کردی تو باز از نو

به قرعان نقید از تو
که خشتکها درید از تو
جزیه و تقیه و فدیه
هم رسید از تو
تمام بول و غائظ ها
به حلقوم رسولولا
عجب از عسگری اخته
پدید آمد چه مهدی ها

از تو مونده صد صحیفه
از هزار عاشق و راوی
ما رو می کنی به لطفت
ما رو می کنی به لطفت
به دو نیمهی مساوی
به دو نیمهی مساوی

تو یک دست جام انگوری
تو یک دست ذوالنقار داری
تموم سامرا با تو
اگه دشمن هزار داری

جبی قدر تو می دونه
عفیر پای تو می مونه
نمیدونی نقی بی تو
شمقدر چه پریشونه

به ذو-النعوظ مشهورت
به اهل بیت ناجورت
منم مبهوت آن صورت
فدای هالهی نورت

نقی کفرم من ایمان شد
نقی ایمان به تنبان شد
نقی تنبان به دندان شد
که بادمجان مسلمان شد

از تو مونده صد صحیفه
از هزار عاشق و راوی
ما رو می کنی به لطفت
ما رو می کنی به لطفت
به دو نیمهی مساوی

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ ه‍.ش.

نامه سرگشاده یک نقوی به ملت مسلمان

تقدیم به همه علویان غمگین سرزمینم
در آستانهی یک سالگی کمپین 



تو فکر میکردی که اسلامت حقیقت مطلق است، آکنده از استدلالهای قانعکننده و محکم. تو فکر میکردی کسانی که اسلام را نمیپذیرند حتماً یا استدلالهای تو را نشنیدهاند یا عناد دارند. تو فکر میکردی که سوالها و تردیدهای ما مشتی شبهات دینی است که "علما"ی اسلام به آن پاسخهای دندان شکن دادهاند. تو فکر میکردی که هرکس عقاید تو را قبول نداشته باشد بدیهیات را زیر سوال برده است، یا مغزش معیوب است، یا حرامزاده است! تو فکر میکردی که در هر بحث منطقی پیروز میدان تو خواهی بود و دلایلت هرگاه شنیده شوند بلافاصله باید صد درصد مورد قبول واقع شوند

تو فکر میکردی که با چهار تا مثال آخوندی میتوانی سر و ته قضیه را به هم بیاوری. فقیه را به پزشک متخصص تشبیه میکردی و احساس  میکردی که آخر استدلال است! مجازاتهای خشن و جنایات اسلامی را به جراحی یا تنبیه خیرخواهانهی فرزند تشبیه  میکردی و فکر  میکردی که مساله حل شده است! فکر  میکردی اگر بگویی حقوق زن و مرد مساوی است ولی مشابه نیست ما خر میشویم

تو برای توجیه عقاید خودت بارها دروغ گفتی، معجزات عددی ساختگی به قرآن نسبت دادی، از قول دانشمندان برجستهی غربی سخنانی در تجلیل از اسلام جعل کردی، به تحقیقات علمی خیالی استناد کردی که در آن اثبات شده است که روزه برای سلامت مفید است، یا گوشت ذبح شرعی مفیدتر است، یا رفتن به مستراح با پای چپ ایمنتر! تو آنقدر توهم داشتی که ریشهی تمام اکتشافات و اختراعات بزرگ بشری را در قرآن پیدا  میکردی و از آیات آن محاسبهی سرعت نور و نظریهی نسبیت و کوانتوم و غیره استخراج  میکردی بدون اینکه حتی بتوانی این نظریهها را درک کنی! تو در باقیمانده های کشتی نوح لوحی مزین به نام پنج تن آل عبا کشف کردی، کشفی که جز خودت و همکیشانت در وبلاگهای غیرعلمی و نامعتبر هیچ فرد حقیقی و حقوقی دیگری از آن خبر ندارد، تو حتی آثار دو نیم شدن کره ماه را هم پیدا کردی و به ناسا نسبت دادی!! توهم در تو بیداد میکرد، توهم تو را غرق در غرور و سرخوشی  میکرد، توی متوهم حق به جانب از خود متشکر ...



امروز نقی به پا خواسته است تا تو با حرفهایی که هیچ وقت نشنیده بودی روبرو شوی. تا با چشمان خودت ببینی که در برابر استدلالهای صدتا یک غاز تو جوابهایی روشن وجود دارد، تا ببینی که مخالفان تو آدم‌هایی نادان و بیسواد یا لجباز و معاند نیستند، تا ببینی که آنها دین تو را از خودت بهتر میشناسند و به ظرائف و دقایق آن بیشتر از تو آگاهند. امروز نقی این فضا را فراهم کرده تا مخالفان تو به تو نشان بدهند که ادعاهایت تا چه حد مضحک و بیاساس است و غرور و نخوت تو تا چه اندازه پوشالی. نقی و پیروان او وادارت  میکنند که برای حرفت به دنبال سند و مدرک بروی و وقتی که نیافتی شرمنده شوی

امروز هم تو خودت را و ضعف فکریات را به شکلی دیگر توجیه  میکنی،  میخواهی باور کنی که ما ایرانی نیستیم، میخواهی به خودت بقبولانی که نقی توطئهی وهابیها و بهاییها و صهیونیستهاست. نمیتوانی باور کنی که ما مزدبگیر اجانب نیستیم. نه عزیز من! ما همان دانشآموزان سر به زیری هستیم که سر کلاس پرورشی بر آنها حکم میراندی و سوالاتشان را با تهدید نمره و مردودی خفه میکردی، ما همان دانشآموزانی هستیم که مزخرفات تو را حفظ  میکردیم و در کنکور بینش اسلامی را بالای 95 درصد  میزدیم و در امتحان معارف اسلامی 20 میشدیم. ما همان دانشجویانی هستیم که استدلالهای معیوب تو را بهتر از خودت یاد  میگرفتیم و توی برگههای امتحان مینوشتیم. ما همان فارغالتحصیلانی هستیم که احکام طهارت و نجاست تو را در مصاحبههای گزینش بهتر از خود تو بلد جواب میدادیم. ما همان زنان و مردان مسلمان زادهای هستیم که فلسفه و کلام و فقه و تاریخ اسلامی را بسیار بیشتر از خود تو خواندیم و به خودمان جرات دادیم که این دین معیوب را کنار بگذاریم.

اگر سر کلاس و در محل کارمان نقیه  میکنیم به خاطر این است که ذات خبیث و تمامیتخواه تو را میشناسیم و نمیخواهیم که از حقوق مسلم خود محروم شویم. اما نقی به ما این فضا را بخشید تا بدون هیچ ترس و تهدیدی حرف دلمان را بزنیم و چهرهی مضحک دینت را به نمایش بگذاریم. اینجا دیگر نمی‌توانی ما را مردود کنی، ستارهدار کنی، اخراج کنی، زندانی کنی، شکنجه کنی، اعتراف تلویزیونی بگیری... اینجا آزادی بیان حکمفرماست. اینجا نقی یار و یاور ماست

سوگولی نقی.

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ه‍.ش.

عکس العمل نقوی به آهنگ نقی شاهین نجفی

لینک دانلود آهنگ نقی: http://www.bargmusic.com/1704-Shahin-Najafi-Naghi


برخی عکس العمل های جامعه نقوی:

رهبر من آن رپر جوانی است که شاهین نقویت را به سمت اسلام نشانه رفته است؛ لیکن راضی به این مقدار نباشید؛ امینم را نقوی میکنیم، اسنوپ داگ را نقوی میکنیم، پیتبول را نیز نقوی خواهیم کرد. بریزید آب انگورها را؛ این نهضت باید زنده بماند و زنده ماندنش به این موزیک ها و آب انگورهاست. - نقی شکلاتی


امام نقی پس از شنیدن تراوشات تازه شاهین نجفی فرمودند: شاهین اگه برا همه شاهینه، برا ما پتراساروسه! - صیغه مضارع نقی


به خدا سوگند اگر "اِمینم" را در دست راست و "اسنوپ داگ" را در دست چپم قرار دهید باز هم به ترانه های شاهین نجفی گوش می کنم. امام و رَپ نقوی - یاشار نقی پژوه


شاهین جان، تجربه ذوق کردن، که از بچگی امان دیگر تجربه نکرده بودیم را زنده کردی. امام پشت و پناهت. - مریم باکره


اجرت با امام نقی شاهین جـان ، شاهکار بــود تا حدی که نمیدونم چطوری باید تشکر کنم ، به امید روزی که این و تو یه اجرای زندَت تو "ایران" همه باهم بخونیم ... - نق و مق


نقی به امامی جهانشمول بدل می شود. نقی در دایره خاور میانه نمی گنجد! نقی مردی برای تمام فضول! - مانی


و اینک خبر داغ دیگری برای همگی شما عزیزان
امام نقی برای تقدیر و تشکر از شاهین نجفی (یا همان ابو شاهین سامرایی) با ارائه‌ی یک فتوای تاریخی و بی‌نظیر اعلام کرده که مسلمانان و نمازگزاران گرامی از این پس می‌توانند به جای حمد و سوره‌ی هر کدام از نمازهای یومیه، متن (لیریک) ترانه‌ی جدید شاهین نجفی را (به صورت آهسته) تلاوت کنند. این فتوا با هماهنگی کامل با الله و اعمال برخی اصلاحات اساسی در آیین‌نامه‌های باریتعالی انجام گرفته و امام نقی به نمازگزاران اطمینان داده که نماز آنها به این ترتیب جدید نیز مقبول درگاه حق قرار خواهد گرفت... همچنین، به گفته برخی کارشناسان (که اینجانب، در شیعه بودنشان تردیدی ندارم) این فتوا مي‌تواند با ایجاد تحولی بزرگ، حلاوت و شیرینی نماز {لامصب عین عسل مي‌مونه!} این ستون دین (بله! همان ستون کت و کلفت دین) را دوچندان سازد... - مارکو نقوی


و بدین سان شاهین از نجف به سامرا هجرت نمود و " شاهین نقوی " لقب گرفت. - نئو ابلیس


اشک در چشمانم حلقه زده! نفسم بند اومده و هر سه دقیقه یه بار دکمه ری پلی رو فشار میدم! آی نقی... ای امام مظلوم ما، روزی خواهد رسید که شکیرا و پیت بال هم واست آهنگ بسازن... ای نماد مظلومیت تمام آزاده های جهان، کی ظهور میکنی...؟؟!! - یک ادیسه نقوی 2011


امام نقی (ع): به جهت کار نیکی که شاهین نجفی انجام داده و آهنگی که در وصف من خوانده، در بهشت بهر روز هفتاد و دو «لیدی گاگا»ی باکره به او داده خواهد شد.
صد البته که یافتن هفتاد و دو لیدی گاگای باکره، آنهم هر روز، از معجزات الله است. - گمنامیان


امام نقی (ع) با تشكر از شاهین نجفی بابت آهنگ اخیرش، او را به لقب "شاهین سامرایی" مفتخر فرمودند. - سوگولی


پیام امام نقی(ع) به شاهین نجفی:
شاهین جان! از اینکه قدم در سبیل هدایت گذاشتی بسیار خوشحالم. این آهنگ را با تمام حقوق مادّی و معنویش از تو پذیرفتم و خمس و زکات امسال را به تو بخشیدم. این کار تو مصداق "جهاد فی سبیل النّق" بود. باشد که در آن دنیا با قصر زمرّدین و حوری های طویل القامت از تو پذیرایی شود.انشاءالنقی در کارهای بعد آموزه های شرعی مانند احکام بول و غایط را بگنجان تا مخاطبان فیض کافی ببرند. و من النّقی التَنقیه - کلب آستان نقوی


نقوی نیست کسی‌ که این آهنگِ یا نق را بشنود و خشتک ندارند..... - Dr Naghi


دیوار ترس داره میشکنه. - paramir27


قال امام نقی : هرکه من مولای اویم شاهین مولای اوست ! - شهریار


تحجر مذهبی در ذهن مردممان نهادینه شده. تنها نقی است که می تواند ما را به آزادی برساند. ای نقی پس کی ظهور می کنی. - صحابه فضایی نقوی


بهترین لینک سال بالاترین همینه! باید بالا هزار بشه این لینک. - ارغنون


۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ه‍.ش.

نیویورک

ابولاشی که برای دیدن فرزندش به نیویورک سفر کرده بود به سامرا بازگشت و خدمت امام رسید. عرض کرد یا نقی در نیویورک مسلمان ندیدم ولی اسلام دیدم. {نقی} فرمود آیا امام عصرشان را میشناختند؟ عرض کرد خیر. شما را نمیشناختند و به ذوالنعوظشان هم حساب نمیکردند. امام فرمود به خدا قسم که اگر بمیرند به مرگ جاهلیت مرده اند.

ابولاشی که به شدت متاثر شده بود گفت بله حق با شماست پسر رسول خدا و سکوت کرد.
امام مقداری در و دیوار را نگاه کرد و پرسید برایم سوغاتی هم آورده ای؟ 
ابولاشی عرض کرد خیر پسر رسول خدا، میدانستم که شما به جیفه دنیا اعتنایی ندارید.
امام فرمود یعنی از این شکلاتهای لیکور هم برایم نیاورده ای؟ اصلاً اومدی اینجا چه غائطی بخوری؟
سپس با اردنگی و پس گردنی ابولاشی را از منزل بیرون کرد و فرمود همتون سر تا پا یک کرباسید فقط بلدید وقت امام را با این حرفهای مزخرفتان بگیرید. 

زره 4

امام نقی در بازار سامرا زره خود را در دست فردی دید. به گمان اینکه آن فرد یهودی یا نصرانی است خواست با او به نزد قاضی رود تا از سناریوی نخ نمای fairplay استفاده کرده و آن فرد را مسلمان کند. در میانه راه متوجه شد که آن فرد قبلاً مسلمان شده. امام بسیار ناراحت شد و فرمود چاقال خجالت نمیکشی وقت امام رو الکی میگیری؟ سپس به آن فرد تجاوز مبسوطی کرد و با آن مرد به منزلش رفته ابتدا خلخال در پای زنش نموده، سپس خلخال از پای او کشید و با همسر وی جماع کلبی نمود.

خانه علی

امام علی (در حالی که مشغول تیز کردن ذوالفقار، آن یار دیرین خود است): فاطی جون! پس این حسنین کجان؟ پیداشون نیست؟
فاطمه زهرا (در حالی که بر روی تسبیح اختراعی خود، تست دینامیکی و کششی انجام میدهد): از مدرسه که اومدن رفتن مسجد به پیرمردها وضو یاد بدن.
امام علی: آخه مگه درس و مشق ندارن که صبح تا شب میرن به ملت وضو یاد بدن؟!
فاطمه زهرا: عیب نداره! بچهان دیگه! دوست دارن از همین الان هدایتگری امت رو تمرین کنن! شما سخت نگیر!
امام علی (در حالی که شمشیر را در طاقچه کنار قرآن میگذارد): چی بگم والله فاطی جون!... راستی بیا تا حسنین از مسجد برمیگردن، بذارمت لای در و دیوار یک کم تمرین کنی که بعداً کمتر درد بکشی! بدو که این در و دیوار میخوان از تو اسطوره بسازن!.....

(
با تشکر از امام نقی، رفیق خوب و عزیزم که فایل صوتی گفتوگوی این دو بزرگوار رو از آرشیو مولتیمدیای امامت و نبوت در اختیارم گذاشت تا بخشی از اون رو به صورت متن نوشتاری به جامعه نقویون تقدیم کنم!) - مارکو نقوی

زبان حیوانات

تنی چند از کودکان سامرا گرد نقی آمدند و با خنده از حضرت پرسیدند : امام امام السلام علیک به زبان حیوانات چی میشه؟
امام بادی به غبغب انداخت و گفت : به زبان کدوم حیوان؟
طفلی پاسخ داد : به زبان خودتون
و سپس خنده کنان فرار کردند. نقی بی درنگ شمشیر را در دست گرفت و به دنبال آن ها دوید. سپس آن ها را به باد کتک و تجاوز گرفت . زان پس به سبب الگو بودن امام کودک آزاری در میان مردمان سامرا رواج پیدا کرد تا جایی که حتی به کودک درون امام هم رحم نکردند و وی را مورد آزار جنسی قرار دادند. امام از این بابت احضار خوشنودی کرد و بارها در گهواره خوابید و سخن گفت تا کودک درون خود را بیش تر در معرض نمایش قرار دهد. بعد ها این حرکت در زمره معجزات آن حضرت به شمار رفت.

کش

یکبار حضرت «وَلَا الضَّـــــــالِّــــــــــــــــــینَ» نماز را آنقدر کشیدند تا پاره شد.

هولوگرام

آیا میدانستید پس از واقعۀ پرس شدن بی بی دو عالم حرضت فاطمۀ زهردار در لای در، بدلیل آنکه حرضت محسن در شکمشان بود ایشان تبدیل به هولوگرام سه بعدی شدند؟!؟

دوران طلایی

امام زمان در هنگام ظهور: "تنها علت آمدن من به روزی زمین، بازگشت به دوران طلایی امام نقی است."

شاتل

حتی دستورالعمل طراحی شاتل هم در قرآن وجود دارد، اگر در آن مداقّه کنید!

از بیانات گه-هر بار نقی(ع) در جمع ماهواره پرانان عجمی.

مسجد

اگر دین ندارید، لا اقل برای دستشویی به مسجد بروید!

نقی و اشاره غیر مستقیم به کاربرد اصلی مساجد

سبقت

نقل است که امام نقی (ع) چنان در انجام اعمال ثواب از دیگران سبقت می گرفت که چندیدن بار به علت سبقت غیرمجاز توسط پلیس سامرا بازداشت و به زندان عباسیون افتاد

تذکره النقی/ 532

علم لدن

حضرت عاشق بازی FIFA بودند و کَل هر رقیبی را با تکیه بر علم لدن و پیش بینی حرکت بعدی حریف، میخواباندند. اما در بازیهای 1 نفره مثل سودوکو که به لدن ربطی نداشت و به عقل و هوش نیاز بود، مثل عفیر در گل میماندند.

نقایص النقی موروث مِن البابا تقی

شک به ولایت

نقل است که روزی یکی از دانشمندان سامرا در ولایت امام نقی (ع) شک کرد. پس موضوع را با مادرش در میان گذاشت و مادرش به وی اطمینان داد که برخلاف معتقدان به ولایت، نقی پدرش نیست و می تواند این موضوع را با تست DNA هم ثابت کند

عسگری

عسگری کوچولو از بچگی عجیب بود ... در کودکی بسیار منزوی و تنها بود و با کودکان دیگر بازی نمیکرد... نه مسجد میرفت نه پای منبر...
10 ساله بود که فیلمهای سینمای مستقل را میدید... از 12 سالگی به نقاشی به سبک کوبیسم روی آورد و چند فیلم کوتاه ساخت...
اغلب دوم متال و بلک متال گوش میداد و رمانهای اقتباسی میخواند
برخی همکلاسیهایش شایعه کردند که او بای سکشوال و همجنسگرا است ...
از زندگی در خانواده مذهبی زجر میکشید و دردودلهایش را تنها با عفیر میکرد...
از افسردگی و روشنفکری به جایی رسید که برخی گفتند خود را اغیم کرد...

ابولاشی / عسگری عسگری نیست / ص13