۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

کوه

گویند امام در خیابان های سامرا که راه می رفت مرتب تلوتلو می خورد و گاهی نمی توانست تعادلش را حفظ کند. اصحاب که گمان می کردند امام نقی در خوردن آب انگور زیاده روی کرده امام را نصیحت می کردند که کم بخور همیشه بخور. اما امام فرمودند احمق ها دلیلش اینست که در اطراف سامرا کوه نیست برای همین زمین نمی تواند خودش را نگه دارد.

امام و دلایل علمی. اشاره به سوره نحل آیه 15 که می گوید در زمین کوه ها را قرار دادیم تا زمین را نگه دارند و یا نجنباند!!!!

ابلیس

با ذهنی مشغوش و پریشان بر امام وارد شدم. امام با علم لدنی فرمودند: بنال

گفتم: مگر نه این است که ابلیس مردم را بر روی زمین گمراه می کند؟... امام که مواظب بودند در دام نیفتند با لحنی مشکوک و چند دقیقه ای تفکر فرمودند: بله....و مگر غیر این است که الله دانا به همه چیز و مخصوصا آینده است؟... امام این بار با لحن قاطع تری فرمودند: بله...قران را باز کردم و آیه 65 سوره اسرا خطاب به شیطان را برای حضرت خواندم: «تو بر بندگان من قدرتی نداری و الله کارسازی بسنده است!»...اماما پس چگونه است کسی که به ما قدرتی ندارد ما را فریب می دهد؟... امام با لحنی آرام فرمودند: ببین...و من پس از چند لحظه گفتم: چی رو ببینم؟...امام که از لحن بد من شاکی شده بودند، دشداشه من را برعکس بر سرم کشیدند و فرمودند: اومدی نسازی و هر نیمه ام را به مدت یک هفته در یک اتاق جداگانه حبس کردند.

ماموریت

امام نقی هر از چندی به دو وارد بیت میشدند و میگفتند سوسن، بچه ها جمع کنید بریم. الان جبرئیل برام حکم ماموریت آورد دو سال باید بریم مناطق بدآب و هوا . من رو فرستادن عسلویه که دو سال اونجا امامت کنیم.

وقتی که سوسن و شمقدر و عفیر و عسگری با غم و ناراحتی شروع به جمع کردن اسباب اثاثیه میکردند امام یکدفعه قارپی میزد زیر خنده و میفرمود شوخی کردم. سپس مانند کودکی بازیگوش روی زمین غلت میزد و میخندید و بول میکرد.

مصائب

روزی دو زن ادعا میکردند که مادر یک پسر هستند. شکایت پیش نقی بردند…
نقی فرمود: آزمایش دی ان آ بدهید تا معلوم شود فرزند کدامتان است.
همه با دهان های باز مثل یابو به نقی نگاه می کردند…
امام فرمود: می دونستم نمی فهمید ول کن اصلا بیاین دو دست بچه رو بگیرین بکشین نفهم ها!
امام و مشکلات بروز علم لایتناهی درعهد تیب تمینی همون جلد زرده

اقتصاد

هر کس در این دنیا به من یک دینار قرض بدهد، در آن دنیا ده دینار به او برمیگردانم.

امام نقی و وعده های سر خرمن

روزمرگی

روزی دو زن خدمت امام نقی رسیدند و ادعای مادری یک فرزند را کردند. امام بعد از شنیدن ادعاهای آن دو زن به حیاط دارلخلافه رفتند و سیگار شمقدر نشان روشن کردند و کشیدند. یکی از اصحاب خدمت امام رفت پرسید: یا امامنا، تو را چه شد که بیرون رفتی؟

امام سه کام حبس کشید و به افق خیره شد و گفت: خسته شدم از این همه روایت و حدیث تکراری. دچار روزمرگی شدم. میخوام برم یه مدت تو غار واسه خودم آتیش روشن کنم، کتاب بنویسم. حدیث جدید بگم. حالا برو به اون دو تا زن بگو بچه رو بذارن وسط بکشن. من سیگارم رو کشیدم میام تو.

از کتاب "ائمه هم خسته میشوند" چاپ سامرا،صفحه 69، خط کوفی

نقی متحول میشود

ابن قرمه سبزی روایت میکند که روزی خدمت امام نقی (علیه السلام) رسیدم. امام داشت سبزیهای حیاط مبارکشان را آب میداد. عرض کردم: یابن کساخیل! مگر خداوند برای هر قوم پیامبری از خودشان نفرستاد؟ امام با یک چرخش مارلون براندویی سرشان را بالا آورده و با نگاهی نافذ فرمودند: 

"
من دیگه امامت نمیکنم! اینجور کارا رو گذاشتم کنار! الانم پاک پاکم! از این به بعد میخوام زندگی کنم، میخوام برم سفر، با مردم دوست باشم، به زنها و مردها احترام بذارم، کتابای علمی بخونم، رمان بخونم، شعر بخونم ... خلاصه اینکه میخوام آدم باشم. شما هم برو زندگی کن. این خرافات و جهل و نادانی رو هم بزار کنار!"

اهانت

روزی ابولاشی خدمت امام نقی (ع) رسیده و پرسید: یابن رسولولا، اگر کسی به پیامبر اسلام و خاندانش اهانت کند چه می شود؟
حضرت(ع) فرمود: به خدا سوگند که خدا او را سنگ یا سوسک خواهد کرد و آسمان و زمین غرّیده و در هم می پیچند و آتش به جان عالمیان بیافتد و افلاک از دوران بازخواهد ایستاد و ...
هنوز سخن ایشان به پایان نرسیده بود که ابولاشی هرچه فحش خوارمادر می دانست نثار تبار بنی هاشم از پایین تا بالا نمود.
حضرت ابتدا شوکه شده و لحظاتی به ابولاشی خیره شد، نگاهی به اطراف انداخت، سپس چشم به آسمان دوخت، باز لحظاتی به چهره خوشحال ابولاشی نگاه کرد، ولی آب از آب تکان نخورد. پس ایشان فورا خدعه نموده و سرشوخی ناموسی را با ابولاشی گشودند و قضیه کلا لوس شد و آنه سالها از رفاقت هم بهره بردند...
سیره نقوی، در باب "کاربرد خدعه در شرایط خاص"

قوانین فیزیک

روزی امام نقی (ع) از محلی می گذشت که ملاحظه کرد ارابه مردی در گل گیر کرده است و مرد هر چه فریاد یا علی سر می دهد و زور می زند، نه تنها ارابه بالا نمی آید بلکه بیشتر هم در گل فرو می رود. امام لبخندی زده و نزد آن مرد رفته و فرمودند:" ای برادر! ذکر یا علی نیروی رو به پایین وارد می کند در حالی که شما به نیروی رو به بالا نیاز دارید. پس فاطمه را یاد کرده و "یا زهرا" بگویید. "

دموکراسی دینی

امام نقی‌ (ع) فرمودند: "اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید". صحابه ای‌ پرسید منظور از آزادگی چیست؟ حضرت پاسخ فرمودند: منظور این است که: در مورد الله، اسلام، رسول، قرآن، امامان، علما و کلا مسلمین خفه خون بگیرد و حرف نزنید... هر کاری که یک مسلمان می گوید، همان را بدون چون و چرا انجام دهید(حتی اگر ریقو باشد)... خودتان را داوطلبانه تسلیم کنید تا کنیز و غلام تان کنیم... جزیه را سر وقت و حتی زودتر بپردازید... ماتحت خود را خودتان پاره کنید تا ما جگرمان حال بیاید وگرنه ما خود دست به کار می‌شویم... هرگز از حقوق اجتماعی‌ و حق تساوی با مسلمین سوال نپرسید و از این جور چیزها دیگه...
امام در ادامه فرمودند: و الله قسم اگر غیر مسلمانان آزاده باشند، هیچ مشکلی‌ نخواهد بود و خواهند دید، اسلام دین رحمانیت و مهربانی است و آزارش به موری هم نمی‌‌رسد... لعنت خدا بر آنانی‌ که نمی اندیشند...

سخنان امام نقی‌ (ع) در خصوص، اسلام: دموکراسی، مدنیّت و رحمانیت

معصوم

مردم برای سنگسار کردن زنی در میدان شهر جمع شده بودند. عیسی مسیح خطاب به مردم گفت: تنها کسانی میتوانند سنگ بزنند که در عمر خود گناه نکرده باشند. همه مردم سر به زیر افکنده و سنگها را به زمین انداختند چرا که همه گناهکار بودند. ناگاه امام نقی از میان جمع بیرون پرید و آنقدر با سنگ و پاره آجر و بلوک سیمانی بر سر و صورت زن زد که زن گوشت کوبیده شد و مرد. سپس امام در حالیکه انگشت شصت خود را به عیسی مسیح حواله میکرد گفت: بیلاخ! من امامم و معصوم.

فینال وضو

حسنین در فینال جام وضو، با حریفی یهودی روبرو شدند و به دلیل این که حاضر نشدند با وی مسابقه دهند، به مقام دوم رسیدند!

از کتاب روایت های مختلف حسن به علاوه حسین

پوکر فیس

امام در حال پوکر بازی با اهل بیت بود که قالیله نامی از دیار فرنگ وارد شد و از امام سوال کرد: ای پسر رسول خدا. شما و اجدادتان مگر علم لدنی ندارید؟ امام در حالی که سعی میکرد برگهای دست شمقدر را دید بزند فرمود: بله که داریم. با آن اسم ضایعت. حالا که چی؟ قالیله پرسید: پس چرا در احادیثتان اشاره ای به گرد بودن زمین نکرده اید و همواره آنرا مسطح تا بینهایت دانسته اید؟ امام که برگهای شمقدر را دیده بود و از فول هاوس خود مطمئن بود فرمود: مگر نه اینکه هر چیز گردی قل میخورد؟ زمین را قل بده اگر راست میگویی! قالیله مشغول خشتک دریدن و نعره زدن بود که امام آل-این کرد. ولی عفیر با یک رویال فلاش کل ژتونها را بالاکشید و بیلاخی حواله امام کرد! امام هم از حرص تا نزدیکیای واتیکان دنبال قالیله دوید....

مجالس الفضاحت فی النهایه الظرافت – علامه جقینی

سماجت حسنین

در روایت است که حسنین که کلی با ماجرای آموزش وضو به پیرمرد حال کرده بودند در هر فرصتی دوباره به سراغ آن نگونبخت میرفتند و آنقدر به او وضو یاد دادند که طفلکی دق کرد و مرد. بعد از آن در شهر میگشتند و پیرمردهای تنها را به بهانه لواط اغفال کرده و به خرابه برده در آنجا وضو یادش میدادند. سپس شبانه به خانه سالمندان حمله میکردند و هر بار یکی دو پیرمرد را ربوده و به مکانی نامعلوم میبردند. یکبار هم خواستند وضو را به پیامبر اسلام یاد بدهند که پیامبر آنها را نفرین کرد و گفت: فلان فلان شده ها من خودم این قرتی بازیارو اختراع کردم. با منم آره؟ پس از آن پیامبر در حرکتی انتقام جویانه تیمم را اختراع کرد.

اصول کافی میکس با طعم فندق- حدیث جقلین

وسایل کمک آموزشی

امام خیس عرق بود.
-باز هم ایمان نمی آوری؟
کافر که تبسم تلخی بر لب داشت سری به نشانه نه تکان داد.امام اینبار اورانوس را نصف کرد... این ششمین سیاره ای بود که نصف می کرد.
-
باز هم ایمان نمی آوری؟
-
نه
.
.
.
.
ساعتی بعد؛ نقی عرق ریزان پس از اینکه همه چیز را نصف کرده در گوشه ای افتاده است. سپس جرقه ای در ذهنش میزند. نعوذ را بیرون می کشد. چشمان مرد گشاد می شود و فریاد "آنال حق" (anal hagh) بر زبان می آورد و بعدها یکی از بزرگترین مبلغین نقویت می شود.

نمونه ای از نقش راهبردی وسایل کمک آموزشی در بسط و گسترش ادیان الهی

عدالت الهی

نقل است اگر امام نقی (اختنده)! از کسی خوشش نمی آمد، بر دل و گوش آن شخص مُهری قرار میداد و بر روی چشمانش پرده ای میکشید، سپس بالای منبر میرفت و روضه میخواند و این دسته از افراد هم نه چیزی میشنیدند و نه چیزی میدیدند.
وقتی از این افراد در روز قیامت سووال میکردند که امام نقی در روضه چه میگفت، به دلیل نشنیدن روضه نمیتوانستند جواب سووالات مربوطه را بدهند و به جهنم هدایت شده و سرب داغ در حلقشان میریختند. 

امام و عدالت الهی

خروج از شریعت

صحابه ای پارسی از امام پرسید: اماما، حالا ما یه غلطی کردیم و نقلام آوردیم و آل شما را بر خود مسلط کردیم. حال چه کنیم که خلاص گردیم؟

امام فرمود: به اندازه ی همه " نه " هایی که باید میگفتی و نگفتی ... امروز باید گُه بخوری ...!

از کتاب "خود کرده را تدبیر هست، ولی سخته"

بادی بیلدینگ

روزی حسنین وارد باشگاه بدنسازی شدند و دیدند که پیرمردی به اشتباه وزنه می زند. به او طریقه صحیح وزنه زدن را [جوری که ناراحت نشود] آموختند. نقل است که آن پیرمرد چندین سال بعد قهرمان مسابقات بادی بیلدینگ شد و مدال طلای خود را نیز به اسلام و حسنین تقدیم نمود.

تلاش های موثر حسنین در احیا و گسترش دین اسلام

ابن وسواس

ابن وسواس از امام نقی پرسید: چرا دین شما سرشار از خرافه و خشونت است؟
امام پرسید: یعنی یک میلیارد مسلمان اشتباه میکند و تو راست میگویی؟
ابن وسوس گفت:اگر تعداد دلیل میشود، از این یک میلیارد، نه صد میلیون سنی هستند و شما و جدتان را قبول ندارند، یعنی این نه صد میلیون اشتباه می کنند؟
اشک امام سرازیر شد و فرمود: همیشه مردانی که حق میگویند، تنها هستند.

امام و تغییر مبنای استدلال وسط حرف

آجیل

روزی بهاری امام نقی (ع) در حالیکه به دقت مشغول جستجو در یک کاسه بزرگ آجیل با دو دست مبارک خویش بود، خطاب به صحابه فرمود:
وقتی خداوند اجزای آجیل را خلق می فرمود بادام هندی اولین آجیلی بود که به طور خودجوش به یگانگی الله شهادت داد و ایمان آورد. سپس به ترتیب پسته و فندق و بادام و تخمه جابانی و تخمه کدو با کمک پیامبران و با وعده بهشت و ترس از دوزخ به یگانگی الله شهادت دادند. اما بادام زمینی هرگز نتوانست و نخواست ایمان بیاورد و خداوند لعنتش بکرد و به همین دلیل جذابیت و طعم و رنگ و بوی خود را از دست بداد و در میان بقیه آجیل بیمزه و نخواستنی شد و از آن روز به بعد همیشه در کاسه تک و تنها و دست نخورده باقی می ماند و اینست سزای کفار!

سپس حضرت سه بار فرمود خدا لعنت کند کسی را که در آجیل نخود و کشمش بریزد.

روزه خواری

امام در حال لایی کشیدن با شمقدر در خیابان قردن سامرا بود که ابولاشی را در حال روزه خواری دید. سریعا ترمز دستی کشیده و با یک دور درجای حرفه ای در حالی که دود از ماتحت شمقدر بیرون میزد پیش ابولاشی توقف کرد و پرسید: ملعون! در ماه مبارک چرا روزه نمیگیری؟ ابولاشی گفت : آخه پارسال روزه نگرفتم و چون کفاره یک روز روزه نگرفتن 60 روز است الان 1800 روز به خدا روزه بدهکارم! اگه بخوام 6 سال مدام روزه بگیرم برای اون یه ماه باز 6 تا ماه رمضون بدهکار میشم که میکنه به عبارتی 10800 روز و اگه بخوام ... امام سریعا پشت شمقدر نشست و در حال تیک آف کشیدن چند تایی فحش به افرادی ناشناس داد و دور شد... ضایع شدن ائمه- بخش 1- علامه یوونتوسی

سوپرنق

در روایت آمده سلاله پاک حضرت سوپرمن و بتمن (ع) با نام سوپرنق دنیا را از شر خرافات نجات می دهد.